جعفر شهرى باف
200
طهران قديم ( فارسى )
جوازهاى واردات و صادرات و ديگر چيزها بود كه به دهان هوچىها مىافتاد و اين سوء استفاده نيز در زمانى به حد شياع و اوج مىرسيد كه دولتى قدرتش كمتر و نقاط ضعفش زيادتر شده لازم شود حامى و هواخواه زيادتر داشته باشد و در اين زمان بود كه تعداد روزنامهها از دهها گذشته به صدها مىرسيد و هنگامى هم كه دولتى قدرتمند بر سر كار مىآمد عمل آخر را ابتدا شروع كرده از روز نخستين شروع به كار همه را چه دوست و چه دشمن در بوتهء تعطيل و توقيف افكنده خود و مردم را آسوده مىنمود ، چه همان دوستان را مىدانست كه بسرعت بنا به مصلحت خود كه بايد وجههء ملى و استفاده را از دست نگذارند در رديف مخالفان درآمده زبان به توقع و سپس به انتقاد بگشايند و درست در همين اوقات بود كه جز يكى دو روزنامهء بىزبان در اختيار مردم قرار نمىگرفت . در عين حال روزنامههايى بيشتر مورد توجه قرار مىگرفت كه با استفاده از دلپرى مردم زيادتر دشنام و ناسزا داشته باشد و نشريههايى زيادتر بر سر زبانها مىافتاد كه با فحش و فضيحتها مصادر امور را بيشتر حلاجى كند ، اگر چه صاحب امتياز و روزنامهنگار آن ، خود حلاج ؟ و قصاب بوده كمترين خوشنامىاى نداشته باشد ! روزنامهها عبارت بودند از : ايران ، شفق سرخ ، بهار ، نوبهار ، نسيم شمال ، ناهيد ، اميد ، ستاره ، قرن بيستم ، رعد ، طوفان ، پارس ، حلاج ، توفيق . . . و با حلول كودتاى 1299 روزنامه يوميهء عصر به نام اطلاعات در دو صفحه ، كه با كمك دولت و دو شاهى قيمت منتشر مىگرديد . بعد از آن گرانقيمتها به ارزش سه تا دهشاهى بود كه از هر چند هزار نفر يكى خريده زير گذر يا قهوهخانه بلند بلند براى سايرين قرائت مينمود و نو و كهنهء آن مطرح نبود كه گاهى تا روزنامههاى چند سال پيش را روزنامهفروشها بجاى نو به فروش مىرساندند ، كه از جمله روزنامه كهنه قالبكنها ، يكى ( كاظم روزنامهفروش ) بود با قدى بلند و وضعى ژوليده كه هميشه با سر و پاى برهنه دستهاى از روزنامههاى مختلف در زير بغل داشت و به دوش و كنار و دنبالش بچههاى جغل و پغل كوچك و بزرگ آويزان و همراه بودند و با اين عناوين داد مىزده ميدويد و مردم را تحريك به خريد مينمود : آى روزنامهء الان ، خبرهاى تازه .